به پنجرهی که نور خورشید از آن سر زده است، با چشمان پُر از اشک و ناامیدی میبیند. برای آینده و زندگی مبهماش فکر میکند. به قول خودش: « ما که هیچ نمیدانیم، کجا برویم و چه کار باید کنیم؟.»
فاطمه ۳۲ ساله، با دو دختر کوچکاش به تاریخ ۱۸ سرطان امسال (۱۴۰۴) از منطقهی ورامین شهر تهران ایران، توسط پولیس ایران دستگیر و اخراج شد.
فاطمه میگوید، با دو دختر ۹ ساله و ۳ سالهاش برای خرید نان خشک، به یکی از نانواییهای محلهاش رفته بود که در زمان بازگشت، توسط پولیس دستگیر شد.

Image: Social Media
فاطمه گفت، پولیس ایران او را با دو دخترش بدون شوهرش به اردوگاه مهاجرین انتقال داده و تلفناش را نیز به زور از آنها گرفته است: « وقتی پولیس ما را به زور سوار ماشینکرد، هر چه ناله و تضرع کردم که باید به شوهرم زنگ بزنم و او را خبر بدهم. اما آنها میگفت، خانم ساکت! حرف زیاد نزن.»
فاطمه یکشبانه روز را با دو دخترش در اردوگاه تایباد در مشهد، بدون دسترسی به آب، غذا و سرویس بهداشتی سپری کرده است. او که بدون داشتن هزینه راه و اطلاع به همسرش اخراج شده بود، حتا توانایی پرداخت هزینه اردوگاه را نداشته است. فاطمه، برای بیرون شدن از اردوگاه، مجبور شده که از یک مهاجرین افغانستانی که در آن اردوگاه بوده است پول قرض کند. به گفتهی فاطمه، «شوهرم که خبر نداشت ما را به کجا برده است و من هم تلفن نداشتم. باید پول کرایه ماشین از تهران تا اردوگاه را ۶ میلیون و هزینه اردوگاه ۳ میلیون تومان پرداخت میکردم. ازی اینکه پول نداشتم از یک همشهری (مهاجر اخراج شدهی افغانستانی) ۱۰ میلیون تومان قرض گرفتم. خود را با دو دخترم در مرز اسلام قلعه رساندم.»
فاطمه میگوید، در اردوگاه مهاجرین برای اخراج شدهگان به ویژه برای زنان و کودکان هیچ خدمات صحی و بهداشتی وجود ندارد. مسئولین اردوگاهها با بد رفتاری و لت و کوب زنان و کودکان، آنان را وادار به خاموشی میکنند.
فاطمه، یک روز کامل را با دو کودکاش در آفتاب سوزان مرزاسلام قلعه سپری نموده و بعد با موترهای رایگان که از سوی اتحادیه موترداران شهر هرات، برای انتقال مسافرین از مرز اسلام قلعه تا شهر هرات هماهنگی شده بود، انتقال یافت.
او میگوید، از تهران و تا کابل با پول قرض که او از اطرافیانش گرفته، خود را رسانده است. حالا در خانههای فامیلاش در بیسرنوشتی کامل زندگی میکند.
گزارشها نشان میدهد که در چهار ماه اخیر بیش از یک میلیون مهاجر افغانستانی، از مرز دو غارون وارد خاک افغانستان شده است. همچنان در گزارش دیگری آمده است که ۵ الی ۶ میلیون مهاجر دیگر به صورت قانونی و غیر قانونی در ایران زندگی میکنند.
سخنگوی وزارت مهاجرین و عودت کننده گان تحت حاکمیت طالبان در کابل گفته است که روزانه از ۳۰ الی ۵۰ هزار مهاجر اخراج شده، وارد مرز اسلام قلعه میشوند.
از سویهم در دیگری از گوشهی کابل، نیلای ۱۹ ساله با پدر و مادر مسناش پس از ۲۰ سال از ایران اخراج شده است.
نیلا که با منجلاب از ناامیدی درگیر است، با صدای بغض میگوید: « در ایران حداقل کار میتوانستم. اما اینجا هیچ فرصت کاری و درسی برای دختران و زنان نیست. من تنها نانآور خانوادهام هستم. حالا چکار کنم؟»
نیلا از زمان تولد در ایران زندگی کرده است و تا صنف نهم را در یکی از مکاتب تهران درس خوانده است. او میگوید، از سه سال قبل به اینسو در یک کارخانهی تولیدی لباس مصروف کار خیاطی بوده است.
به گفتهی نیلا، ماهانه از صبح تا ناوقت شب ماهوار در بدل ۱۶ میلیون تومان در کارخانه خیاطی کار میکرد، از آن طریق برای خود و خانوادهاش امرار معاش میکرد، اما در کابل با یک بیسرنوشتی کامل به میبرد.
نیلا میگوید، با آنکه در ایران با تبعیض و ازار اذیت شدید روبرو بود، اما حداقل اجازهی کار را داشت. او نگران است که در افغانستان چطور برای خانوادهاش درآمد زایی کند.
نیلا و خانوادهاش، مقدار پول که برای اجارهی خانه در ایران پرداخت کرده بود، به دلیل به یکبارهگی اخراج آنان از ایران، صاحب خانهاش آن را برای شان بازنگردانده است.
نیلا و خانوادهاش برای شروع مجدد زندگی در کابل، مکان و وسیلهی در دست ندارد و اینکه برای شروع باید چه کند، نمیداند!
او با خانوادهاش از یک هفته به اینسو در خانهی اقارباش به سر میبرد و از آیندهی که قرار است در نزدیکی روبرو شود، آگاه نیست. مادر نیلا میگوید: «فقط به امید خدا هستیم که دست ما تهی دستان را بگیرد.»
همچنان در گزارشی در رسانهها نشر شده است که پس از تاریخ پانزدهم سنبله امسال (۱۴۰۴) مهاجرین افغانستانی مکلف به پرداخت جریمه اقامت خواهد بود.
مهتاب ۵۲ ساله با سه پسر جوان و سه دختر خردسالاش از ده روز به اینسو به کابل رسیده است.
مهتاب با فرزندانش با تهدید پولیس ایران از شهر قم ایران اخراج شده و از آنجا تا مرز تایباد با هزینه ی ۱۶ میلیون تومان آمده است. همچنان مهتاب یک روز را در هوای سوزان مرز تایباد بدون دسترسی به آب و غذا سپری کرده است و با پرداخت ۷ میلیون تومان از آنجا خروجی گرفته است.
به گفتهی مهتاب، از ایران تا کابل با پرداخت هزینههای بلند برای انتقال شان از جایی به جایی دیگری رسیده است، هیچ نهاد امداد رسانی با آنها همکاری نکرده است.
مهتاب میگوید، مهاجرین اخراج شده از ایران در موقعیتی قرار گرفته است که نه راهی برگشت و نه جایی ماندن دارد. همه در یک بیسرنوشتی کامل قرار گرفتیم.