بازگشت مهاجران، افزایش بیکاری و تعمیق فقر اقتصادی؛ کارگران روزمزد هرات در تلاقی چند بحران

8 جدی 1404
3 دقیقه

هر روز صبح، پیش از آن‌که نور آفتاب، شهر هرات را روشن کند، ده‌ها کارگر روزمزد در چهارراه‌ها و کنار جاده‌ها جمع می‌شوند. دست‌ها در جیب، نگاه‌ها به رفت‌وآمد موترها و امیدی که هر ساعت کم‌رنگ‌تر می‌شود. برای بسیاری از آن‌ها، انتظار از صبح تا غروب به عادتی تلخ بدل شده است؛ عادتی که اغلب به بازگشت با دستانِ خالی به خانه ختم می‌شود.

بازارِ کارِ کارگران روزمزد در ماه‌های اخیر، دچار رکودی کم‌سابقه شده است. رکودی که نه حاصل یک عامل، بلکه نتیجه‌ی تلاقی چند بحران هم‌زمان است: فروپاشی اقتصادی، کاهش شدید کارهای ساختمانی، توقف پروژه‌های خصوصی و بازگشت گسترده مهاجران از ایران و پاکستان. کارگرانی که پیش‌تر نیز در حاشیه‌ی امنیت اقتصادی زندگی می‌کردند، اکنون بیش از هر زمان دیگری به لبه‌ی سقوط نزدیک شده‌اند.

عکس: خبرگزاری پژواک

این کارگران می‌گویند آنچه امروز با آن روبه‌رو هستند، فقط «کمبود کار» نیست؛ بلکه تغییر ماهیت بازار کار است. بازاری که در گذشته، هرچند ناپایدار، اما امکان زنده ماندن را فراهم می‌کرد. هفته‌ای دو یا سه روز کار، به اندازه‌ای بود که بتوان کرایه خانه را داد، نان خرید و بدهی‌های خرد را عقب انداخت. اما امروز، همان بازار نیم‌بند نیز از حرکت ایستاده است.

بازگشت مهاجران؛ رقابت بر سر نبودِ کار

بازگشت گسترده‌ی مهاجران از کشورهای همسایه، فشار مضاعفی بر این بازار ازهم‌گسیخته وارد کرده است. بدون هیچ برنامه مشخص برای جذب اقتصادی بازگشت‌کنندگان، ناگهان شمار کسانی که به دنبال کارند افزایش یافته و از سوی دیگر، فرصت‌های کاری کمتر شده است. رقابت شدیدتر، دستمزدهای پایین‌تر و ناامیدی عمیق‌تر، پیامد مستقیم این نابرابری است.

یکی از کارگران روزمزد هرات که سرپرست خانواده‌ای هشت‌نفره است، می‌گوید گاهی چند روز پی‌هم بدون اینکه کار کرده باشد، یا درآمدی داشته باشد به خانه بازمی‌گردد: «وقتی کار نیست، مجبورم از دُکان محل قرض بگیرم. اگر بعداً کاری پیدا شد، شاید بتوانم قرضش را پس بدهم.»

او می‌گوید سفره‌ی خانواده‌اش اغلب به نان و چای خلاصه می‌شود و اگر خوش‌شانس باشند، کمی سبزی به سفره‌‌ی شان اصافه می‌شود. این فقط یک روایت نیست؛ نشانه‌ای از ناامنی غذایی مزمنی است که آرام‌آرام در خانه‌های خانواده‌های کارگران روزمزد ریشه می‌دواند.

این چرخه تکرار می‌شود: بیکاری، بدهکاری، تغذیه‌ی ناکافی، فرسایش جسم و در نهایت کاهش توان کار. چرخه‌ای که خروج از آن برای بسیاری ناممکن شده است.

زمستان؛ فصل انتخاب‌های دردناک

با فرا رسیدن فصل سرما و زمستان، بحران چهره‌ی خشن‌تری به خود می‌گیرد. سرمای هوا کارهای ساختمانی را متوقف کرده و هم‌زمان، هزینه‌های زندگی را بالا برده است. بسیاری از کارگران می‌گویند در خانه‌های‌شان نه بخاری دارند و نه سوخت کافی. برای آن‌ها، انتخاب میان خرید غذا یا گرم نگه داشتن خانه، یک تصمیم روزمره است؛ تصمیمی که معنایش فقر شدید است.

کارگران روزمزد، به‌دلیل ماهیت غیررسمی کارشان، از هرگونه حمایت اجتماعی یا کمک پایدار محروم‌اند. در شرایطی که اقتصاد فروپاشیده و کمک‌های بین‌المللی نیز کاهش یافته، این گروه بیش از هر قشر دیگری بی‌پناه مانده‌اند.

فراتر از هرات؛ بحران ملی

بحران بیکاری و فقر تنها به هرات محدود نمی‌شود. بر اساس گزارش‌های برنامه‌ی جهانی غذا، بیش از ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی غذایی حاد مواجه‌اند؛ یعنی بیش از یک‌سوم جمعیت کشور. نزدیک به چهار میلیون کودک دچار سوءتغذیه حاد هستند و بیش از یک میلیون نفر از آن‌ها به درمان فوری نیاز دارند.

بانک جهانی نیز هشدار داده است که بیش از نیمی از جمعیت افغانستان زیر خط فقر زندگی می‌کنند. خانواده‌های بازگشتی، به‌ویژه مهاجرانی که از ایران و پاکستان برگشته‌اند، در میان آسیب‌پذیرترین گروه‌ها قرار دارند؛ خانواده‌هایی که هم کار ندارند و هم شبکه‌های حمایتی‌شان را از دست داده‌اند.

در نهایت، آنچه در هرات دیده می‌شود، فقط بیکاری نیست؛ نشانه‌ی فروپاشی تدریجی شبکه‌های بقا برای فقیرترین اقشار جامعه است. کارگران روزمزد، قربانیان خاموش بحران‌هایی هستند که خود نقشی در شکل‌گیری‌شان نداشته‌اند. اگر این وضعیت ادامه یابد، فقر، افزایش کودکان کار و ناپایداری اجتماعی، دیگر هشدار نخواهد بود؛ واقعیتی خواهد شد که هر روز عمیق‌تر می‌شود.