میراثدار فرهنگ و هویت مردم افغانستان، زبان فارسیدری، امروز در چنگال سیاستهای تبعیضآمیز طالبان گرفتار شده است. پس از تسلط دوبارهی طالبان، نشانههای روشنی از یک پروژهی سازمانیافته برای حذف فارسیدری از نهادهای دولتی، مکاتب، دانشگاهها و رسانهها نمایان شده است؛ پروژهای که کارشناسان حقوق بشر آن را «آپارتاید زبانی» مینامند و هشدار میدهند پیامدهای آن فراتر از حوزهی زبان، بر انسجام اجتماعی و کرامت میلیونها شهروند فارسیزبان تأثیر خواهد گذاشت. با تحمیل زبان پشتو بهعنوان ابزار قدرت و سلطه، طالبان نه تنها زبان، بلکه هویت تاریخی و امکان مشارکت برابر در زندگی عمومی را هدف قرار دادهاند؛ اقدامی که فارسیدری در افغانستان را بیش از همیشه در معرض خطر حذف سیستماتیک قرار داده است.
این تبعیض و سیاستها اکنون با واکنش رسمی فعالان حقوق بشر، کنشگران مدنی و فرهنگی به میز نهادهای بینالمللی کشانده شده است. در تازهترین مورد، فعالان حقوق بشر افغانستان نامهای سرگشاده به گزارشگران ویژهی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد نوشتهاند که نقطهی عطفی در مستندسازی آنچه «آپارتاید زبانی» علیه فارسیدری خوانده میشود، بهشمار میرود.
نویسندگان این نامه با استناد به شواهد میدانی و روندهای ساختاری، هشدار دادهاند که طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان، سیاستی آگاهانه و هدفمند را برای حذف زبان فارسیدری از عرصههای رسمی، آموزشی، اداری، رسانهای و فرهنگی در پیش گرفتهاند. این نامه که خطاب به گزارشگران ویژه سازمان ملل متحد نوشته شده، تأکید میکند که آنچه در جریان است، صرفاً یک تغییر زبانی یا اداری نیست، بلکه شکلی از تبعیض سیستماتیک است که با اصول بنیادین برابری و منع تبعیض در حقوق بینالملل در تضاد قرار دارد.
بر اساس محتوای این نامه، طالبان با تحمیل زبان پشتو بهعنوان زبان غالب و مسلط در ساختار قدرت، زبان را به ابزاری برای اعمال سلطهی سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل کردهاند. این روند، بهگفتهی فعالان حقوق بشر، میلیونها شهروند فارسیزبان را عملاً از مشارکت برابر در زندگی عمومی، دسترسی عادلانه به خدمات دولتی و حضور مؤثر در ساختارهای تصمیمگیری محروم ساخته است؛ وضعیتی که پیامدهای آن فراتر از حوزهی زبان، به انسجام اجتماعی و میراث فرهنگی افغانستان آسیب میزند.
زبان بهمثابهی ابزار قدرت
اقدامات طالبان نشان میدهد که حذف زبان فارسیدری، بخشی از یک پروژهی بزرگتر برای بازتعریف هویت رسمی و ساختار قدرت در افغانستان است. حذف زبان فارسیدری از مکاتبات رسمی، اسناد دولتی و تابلوهای نهادهای حکومتی و حتا لوحههای دانشگاهها، بهطور گسترده گزارش شده است؛ آنهم در مناطقی که اکثریت جمعیت به این زبان سخن میگویند. این سیاست نهتنها مانع ارتباط مؤثر شهروندان با نهادهای دولتی میشود، بلکه نوعی حذف نمادین و ساختاری فارسیزبانان از فضای عمومی بهحساب میآید.
در حوزه آموزش، تغییرات اعمالشده در نصاب درسی و سیاستهای آموزشی، جایگاه زبان فارسیدری را بهشدت تضعیف کرده است. کاهش منابع آموزشی، محدودسازی تدریس به این زبان و فشار بر آموزگاران و استادان برای پیروی از چارچوب زبانی مورد نظر طالبان، باعث شده است که فارسیدری در مکاتب و دانشگاهها به حاشیه رانده شود. کارشناسان آموزشی هشدار میدهند که این روند، حق آموزش به زبان مادری را نقض کرده و در درازمدت به تضعیف سرمایه فرهنگی و زبانی جامعه منجر خواهد شد.
رسانهها نیز از این سیاست مصون نماندهاند. طالبان با اعمال کنترلهای مستقیم و غیرمستقیم، رسانهها را به استفاده از واژگان و ادبیات همسو با گفتمان رسمی خود وادار کردهاند. در نتیجه، زبان فارسیدری معیار که سالها زبان غالب تولیدات رسانهای و فرهنگی افغانستان بود، بهتدریج حذف یا بیاعتبار شده و فضای حرفهای برای روزنامهنگاران و نویسندگان فارسیزبان بهشدت محدود شده است. این وضعیت، آزادی بیان و تنوع فرهنگی را بهطور جدی تهدید میکند.
علاوه بر این، تغییر نام نهادها، عناوین رسمی، اصطلاحات اداری و حتی برخی اماکن و ساختارهای فرهنگی که پیشتر به زبان فارسیدری تثبیت شده بودند، نشاندهنده نوعی «مهندسی زبانی» است. اقدامی که بهگفتهی ناظران، هدف آن نه صرفاً جایگزینی واژهها، بلکه بازنویسی حافظهی جمعی و حذف تدریجی حضور تاریخی زبان فارسیدری از فضای عمومی افغانستان است.
ارزیابی حقوق بشری و پیامدها
نهادها و کارشناسان حقوق بشری تأکید دارند که مجموعهی این اقدامات، مصداق بارز تبعیض زبانی و نقض حقوق فرهنگی است و میتواند در چارچوب حقوق بینالملل بهعنوان شکلی از «آپارتاید زبانی» مورد بررسی قرار بگیرد. سیاستهایی که تأثیر آنها تنها به زبان محدود نمیشود، بلکه هویت، کرامت انسانی، مشارکت سیاسی و انسجام اجتماعی میلیونها شهروند افغانستان را تحت تأثیر قرار میدهد.
به باور تحلیلگران، تداوم این روند نهتنها شکافهای قومی و اجتماعی را عمیقتر خواهد کرد، بلکه آینده همزیستی مسالمتآمیز در افغانستان را با خطر جدی مواجه میسازد. خطری که افزون بر نقض تعهدات بینالمللی افغانستان در حوزه حقوق بشر و حقوق فرهنگی، میراث چندزبانه و چندفرهنگی این کشور را در معرض نابودی قرار میدهد.
فعالان حقوق بشر در اخیر این نامه از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستهاند تا با آغاز تحقیقات مستقل، بهرسمیت شناختن آپارتاید زبانی و اعمال فشار مؤثر بینالمللی، طالبان را به پاسخگویی و توقف فوری این سیاستها وادار کند؛ درخواستی که بهگفتهی آنان، نهتنها دفاع از یک زبان، بلکه دفاع از عدالت، برابری و کرامت انسانی در افغانستان است.